برچسب:
نویسنده: نیکا احمدپور
بر تمام قبرهای این شهر
بوسه بزن شاید
بیاد بیاوری کجا مرا جا گذاشته ای
من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام
صدای کلاغها را میشنوی؟
دارند برایم فاتحه میخوانند!!!
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل
برچسب:
نویسنده: نیکا احمدپور
آخ عجب سرماست امشب ای ننه ما که میریم در هذا السنه
تو نگفتی می کنیم امشب الو تو نگفتی میخوریم امشب پلو
نه پلو دیدم امشب نه چلو سخت افتادیم اندر منگنه
آخ عجب سرماست امشب ای ننه
این اطاق ما شده چون زم
برچسب:
نویسنده: نیکا احمدپور
برچسب:
نویسنده: نیکا احمدپور
به غـم کسی اسیـرم که زمن خبـر نــدارد
عجب از محبت من که در او اثـر نــدارد
غلط است آنکه گویند به دل رهست دل را
دل مـن زغصه خون شد، دل او خبـر نــدارد
وحشی بافقی
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخ
برچسب:
نویسنده: نیکا احمدپور
مرد بغض نمی کند
مرد گریه نمی کند
مرد نمی شکند
فقط سیگاری روشن میکند
و آرام و بی صدا لابه لای دود و شعر می میرد
ناشناس #
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخ
برچسب:
نویسنده: نیکا احمدپور
شوهر فائزه مرد.جلوی چشمش توی دریاچه غرق شد.همان دریاچه نحسی که محسن را هفده سال پیش از من گرفت.شوهرش غرق شد و او فقط فریاد می زد و می دانم او بعد از این دیوانه می شود.فائزه ای که از همان اول همه ی ز
برچسب:
نویسنده: نیکا احمدپور